[صفحه اصلی تالار ]
لطفا در صورت مشاهده مغایرت تاپیک زیر با قوانین تالار گزارش دهید
پاسخ به این موضوع
شنبه 17 فروردين 1387 ساعت: 18:27
#11

عنوان: پاسخ به: 60 اشتباه قرآنی

در خصوص قرآن اشکالات زیادی دارم که فکر نمی کنم کسی بتواند پاسخی معقول و منطقی بمن بدهد . اگر یک نمونه کوچک را مطرح کردم خواستم ببینم پاسخ شما چیست .که البته مثل سوال قبلیم به بعد حواله شد .


من همواره سعی میکنم از آن دسته افرادی نباشم که مطلبی را از دیگران بشنوند مطرح کنند و خود ندانند که چه گفته اند . راستش قبل از اینکه شما این بحث را آغاز کنید من تصمیم داشتم گفتگوئی را آغاز و از اول قرآن آیه به آیه شروع به نقد و بررسی کنیم اما بدلایلی مردد بودم نه اینکه فکر کنی میترسیدم کم بیاورم بلکه بدلیل مسایل امنیتی سعی میکنم کمتر بنویسم و بیشتر بخوانم حداقل سود اینکار اینست که انسان بیشتر یاد میگیرد و معایبش کمتر آشکار می شود . خوب شما این بحث را آغاز کردی من هم آن را دنبال میکنم اشکالات را مطرح میکنم و جواب میخواهم به شرط اینکه منطقی باشد نه توجیه .


من اگر سوره فصلت را مطرح کردم همان لحظه که مطالب را می نگاشتم قرآن را باز کرده وترجمه آیاتی راکه نوشتم دقیقا از روی قران نوشتم در این سوره آیات 9 تا 12 می بینیم که الله فرموده است جهان را در چند روز خلق کرده است (ابتدا در دو روز زمین را خلق کرده است سپس چهار روز طول کشیده تا کوهها درختان و نعمات و وسایل ارتزاق بشر را خلق کند پس از آنکه طی 2+4 روز زمین و آنچه در آنست را خلق کرد مشغول خلقت آسمانها شده و طی دو روز نیز آسمانها را در هفت طبقه خلق کرد و آسمان این دنیا را (احتمالا" طبقه اول را ) با چراغهای درخشنده تزیین نمود .


همانطور که ملاحظه می فرمایید مطابق این ایات خدا ابتدا زمین را خلق کرده سپس کوهها و دریاها ودرختان و آنچه در زمین است را آفریده است که مجموع این کارها شش روز بطول انجامیده است و


و در پایان در دو روز آسمانها وانچه در آن است را (ازجمله مجموعه ستارگان و سیارات و اینهمه کهکشان و اجرام را ) از دود آفریده است گویا آفرینش کلیه کهکشانها و سیارات وستارگان از آفرینش زمین و آنچه در آن است برای الله آسان تر بوده است .


پر واضح است کسیکه با علم نجوم اندکی آشنائی داشته باشد می داند که این نظریه کاملا" باطل است و این تصور محمد ناشی از تصورات مردم و دانشمندان آن دوران مبنی بر مرکزیت زمین و اینکه کلیه اجرام سماوی اعم از خورشید ماه و ستارگان بدور زمین می چرخند می باشد .


آنچه از قرآن در مورد جهان هستی استنباط میشود اینستکه محمد و خدای وی الله بر این تصور بوده اند که زمین از همه ستارگان و خورشید و ماه بزرگتر است و ستارگان چراغهائی توصیف شده اند برای تزیین آسمان زمین همانطور که با مراجعه به سوره جن آیات 8 و9 میبینیم شهاب ها سنگهای آتشینی توصیف شده که فرشتگان آنها را به طرف جنیانی که برای سرقت آیات قرآن به آسمان رفته اند پرتاب می کنند . (راستی جن چیست که قرآن اینهمه به آن پرداخته ؟ جز این است جن موجودی است خیالی زاییده ی ترس و توهم بشر .// آیا کسی توانسته است واقعا" جن را ببیند؟ اگر جواب مثبت است سندتان چیست؟)


در آخر در خصوص این مطلب که مسلمانان قرآن را معجزه جاوید آخرین پیامبرمیدانند لازم است یاد آور شوم این امر تنها ناشی از تعصب شدید آنها نسبت به اسلام می باشد و هیچ نگارشی نمی تواند معجزه باشد ممکن است نگارنده یک اثر نابغه باشد و اثری بدیع و ماندگار پدید آورد (که قرآن چنین نیز نیست ) مانند شاهنامه فردوسی که اثری است غیر قابل تکرار اما معجزه نیست .//


ضمنا" با توجه به خود قران مسئله تحدی تنها مربوط به قران نیست . با توجه به آیه 49 از سوره قصص مسئله تحدی در مورد تورات نیز مصداق دارد . راستی چرا محمد در ابتدای رسالتش اینهمه یهود را بزرگ میداشت و به آنها احترام می گذاشت اما پس از هجرت به مدینه و قدرتمند شدن از هیچ جنایتی در حق یهودیان کوتاهی نکرد تا جائی که بیشتر آنها را بی رحمانه از دم تیغ گذراند ؟

با آرزوی پیروزی عقل و خرد بر احساس
رهگذرم
هم بهانه ای همیشگی
هم بهانه ای همیشگی
ارسالها: 2240

 

نقل قول ارسال پیام خصوصی
شنبه 17 فروردين 1387 ساعت: 22:39
#12

عنوان: پاسخ به: 60 اشتباه قرآنی

منم ازتون خواهش می کنم ادامه بدین،چون تا جایی که خوندم خیلی برام مفید بود
اسپیلوت و ریحانه عزیز واقعا فوق العاده هستین
شازده کوچولو
هم بهانه ای همیشگی
هم بهانه ای همیشگی
ارسالها: 2119

 

نقل قول ارسال پیام خصوصی
شنبه 17 فروردين 1387 ساعت: 23:07
#13

عنوان: پاسخ به: 60 اشتباه قرآنی

سلام به همه دوستان خوبم

رهگذرم عزيز

نوشتيد :
نقل قول 
به نقل از رهگذرم
....................
در خصوص قرآن اشکالات زیادی دارم که فکر نمی کنم کسی بتواند پاسخی معقول و منطقی بمن بدهد . اگر یک نمونه کوچک را مطرح کردم خواستم ببینم پاسخ شما چیست .که البته مثل سوال قبلیم به بعد حواله شد .


من جوابها رو كه خوندم جايي نديدم كه جواب شما به قول خودتون به بعد حواله داده شده باشه بلكه جواب همه اشتباهات !!!! عنوان شده از طرف شما از شماره 1 به ترتيب جواب داده شده و خواهد شد.

فرموديد :
نقل قول 
به نقل از رهگذرم
....................
من همواره سعی میکنم از آن دسته افرادی نباشم که مطلبی را از دیگران بشنوند مطرح کنند و خود ندانند که چه گفته اند . .


خيلي خوبه كه شما اينطوري هستيد اما با اين مواردي كه عنوان كرديد خيلي ببخشيد كه صريح ميگم من نمي تونم اين حرفتون رو قبول كنم .

نوشته بوديد:
نقل قول 
به نقل از رهگذرم
....................
راستش قبل از اینکه شما این بحث را آغاز کنید من تصمیم داشتم گفتگوئی را آغاز و از اول قرآن آیه به آیه شروع به نقد و بررسی کنیم اما بدلایلی مردد بودم نه اینکه فکر کنی میترسیدم کم بیاورم بلکه بدلیل مسایل امنیتی سعی میکنم کمتر بنویسم و بیشتر بخوانم حداقل سود اینکار اینست که انسان بیشتر یاد میگیرد و معایبش کمتر آشکار می شود . خوب شما این بحث را آغاز کردی من هم آن را دنبال میکنم اشکالات را مطرح میکنم و جواب میخواهم به شرط اینکه منطقی باشد نه توجیه ..


رهگذرم عزيز
بحث رو شما خودتون شروع كرديد بقيه ارسالها هم فقط جواب ابهامات شماست. فكر مي كنم شما بهتره اول جوابتون درخصوص دلايل مطرح شده رو بيان كنيد بعد موارد بعدي رو مطرح كنيد. اينطوري بحث هم منظمتر جلو ميره .

نقل قول 
به نقل از رهگذرم
....................

اشکالات را مطرح میکنم و جواب میخواهم به شرط اینکه منطقی باشد نه توجیه ..


دوست خوبم
جواب شما بايد چه صورتي باشه تا شما قبول كنيد؟ چه جور جوابي رو منطقي مي دونيد؟ توضيحاتي رو كه دوستان دادند رو توجيه ميدونيد و مواردي رو هم كه به استناد مستندات مورد قبول نوشته شده رو هم مطالب شنيده شده ميدونيد و قبول نداريد. چطور توقع داريد بحث بطور منطقي ادامه بيدا كنه درحاليكه شما هيچي رو قبول نداريد حتي واضحات رو ؟!!!!!!!!!!!

اگه قراره اين بحث ادامه بيدا كنه بهتره شما هم جوابهاي منطقي براي جوابهاي داده شده بياريد. بحثي خوب و مفيد هست كه دوطرفه باشه همونطوري كه شما ازما ميخوايد كه جواب ابهامات شما رو بديم حق بديد كه ما هم از شما توقع داشته باشيم كه حداقل بفرماييد كه أيا اين جوابها رو قبول داريد و شما رو قانع كرده ؟ و اگر هم قبول نداريد دلايل خودتون رو مورد به مورد بيان كنيد.

به اميد روشن شدن حقيقت و غلبه حق بر باطل


ریحانه
مدیر ارشد و مدیر تالار: <br />گفتگو و همفکری<br />باشگاه دختران<br />
مدیر ارشد و مدیر تالار:
گفتگو و همفکری
باشگاه دختران
ارسالها: 3571

 

نقل قول ارسال پیام خصوصی
يكشنبه 18 فروردين 1387 ساعت: 00:39
#14

عنوان: پاسخ به: 60 اشتباه قرآنی

نقل قول

در خصوص قرآن اشکالات زیادی دارم که فکر نمی کنم کسی بتواند پاسخی معقول و منطقی بمن بدهد . اگر یک نمونه کوچک را مطرح کردم خواستم ببینم پاسخ شما چیست .که البته مثل سوال قبلیم به بعد حواله شد .


با سلام به دوست خوبم رهگذر
از اینکه پی گیر بحث هستید خیلی خوشحالم و امیدوارم به نتیجه خوبی برسیم .
البته قبل از اینکه من توضیحاتی رو درباره نوشته شما بدم اگه ممکنه به دو سوال من پاسخ بدید .
همونطور که می دونید وقتی دو طرف در حال مباحثه با هم هستند هر کدام از اونها باید نسبت به چند ویژگی از طرف مقابل آگاهی داشته باشند تا بحث به بیراهه نره .
سوال اول اینکه ایدئولوژی شما در مورد خدا ، انسان و کلا حیات بشر چیست ؟
سوال دوم اینکه اگر شما به خدایی اعتقاد دارید میشه توضیحات مختصری در مورد صفات خدای خودتون بدید ؟

خب برگردیم به اصل موضوع .
اولا رهگذر عزیز، شما در ابتدا بحثی رو مطرح کردید و در اون 60 مورد رو به عنوان اشتباه قرآن ذکر کردی ، که بنده و ریحانه عزیز توضیحاتی رو در رد کردن اونها به حضور شما ارائه کردیم .
آیا اون توضیحات توجیه بود ؟ اگر توجیه نیست چرا شما از روی اون به سرعت رد شدید و به سراغ اشکالات دیگری رفتید ؟؟؟ به قول معروف چرا شما از این شاخه به اون شاخه می پری ؟

بهتر نبود شما ابتدا نظرت رو درباره مثلا اون حسابگری قرآن در مورد ارث که بهش ایراد گرفته بودی برای ما و خوانندگان تاپیک بیان میکردی تا همه مهر تاییدی بر منطق و عقلانیت شما بزنیم شما چرا از روی اون موضوعاتی که براش دلیل آوردیم رد شدی ؟؟؟؟؟؟ و شاید بهتر بگم چرا سکوت کردی ؟؟؟؟
مگه بهشون ایراد نگرفته بودی ؟؟؟؟؟



نقل قول

من همواره سعی میکنم از آن دسته افرادی نباشم که مطلبی را از دیگران بشنوند مطرح کنند و خود ندانند که چه گفته اند . راستش قبل از اینکه شما این بحث را آغاز کنید من تصمیم داشتم گفتگوئی را آغاز و از اول قرآن آیه به آیه شروع به نقد و بررسی کنیم اما بدلایلی مردد بودم نه اینکه فکر کنی میترسیدم کم بیاورم بلکه بدلیل مسایل امنیتی سعی میکنم کمتر بنویسم و بیشتر بخوانم حداقل سود اینکار اینست که انسان بیشتر یاد میگیرد و معایبش کمتر آشکار می شود . خوب شما این بحث را آغاز کردی من هم آن را دنبال میکنم اشکالات را مطرح میکنم و جواب میخواهم به شرط اینکه منطقی باشد نه توجیه .

من اگر سوره فصلت را مطرح کردم همان لحظه که مطالب را می نگاشتم قرآن را باز کرده وترجمه آیاتی راکه نوشتم دقیقا از روی قران نوشتم در این سوره آیات 9 تا 12 می بینیم که الله فرموده است جهان را در چند روز خلق کرده است (ابتدا در دو روز زمین را خلق کرده است سپس چهار روز طول کشیده تا کوهها درختان و نعمات و وسایل ارتزاق بشر را خلق کند پس از آنکه طی 2+4 روز زمین و آنچه در آنست را خلق کرد مشغول خلقت آسمانها شده و طی دو روز نیز آسمانها را در هفت طبقه خلق کرد و آسمان این دنیا را (احتمالا" طبقه اول را ) با چراغهای درخشنده تزیین نمود .

همانطور که ملاحظه می فرمایید مطابق این ایات خدا ابتدا زمین را خلق کرده سپس کوهها و دریاها ودرختان و آنچه در زمین است را آفریده است که مجموع این کارها شش روز بطول انجامیده است و

و در پایان در دو روز آسمانها وانچه در آن است را (ازجمله مجموعه ستارگان و سیارات و اینهمه کهکشان و اجرام را ) از دود آفریده است گویا آفرینش کلیه کهکشانها و سیارات وستارگان از آفرینش زمین و آنچه در آن است برای الله آسان تر بوده است .
پر واضح است کسیکه با علم نجوم اندکی آشنائی داشته باشد می داند که این نظریه کاملا" باطل است و این تصور محمد ناشی از تصورات مردم و دانشمندان آن دوران مبنی بر مرکزیت زمین و اینکه کلیه اجرام سماوی اعم از خورشید ماه و ستارگان بدور زمین می چرخند می باشد .

آنچه از قرآن در مورد جهان هستی استنباط میشود اینستکه محمد و خدای وی الله بر این تصور بوده اند که زمین از همه ستارگان و خورشید و ماه بزرگتر است و ستارگان چراغهائی توصیف شده اند برای تزیین آسمان زمین


دوست خوبم شما مثل اینکه توضیحات بنده در مورد این اشکال رو نخوندید و دوباره دارید مقلطه میکنید .
اولا میشه بگید محمد و قرآن در کجا ادعا کردند که زمین مرکزیت عالم است ؟؟؟
شما چه جوری استنباط کردید که قرآن گفته زمین از همه ستارگان و خورشید بزرگتر است ؟
دوما اگر اینطور بود این همه دانشمند و منجم مسلمان که همگی پایه گذار علم نجوم مدرن هستند و کتب اونها قرن هاست در دانشگاه های سراسر دنیا تدریس میشه و پیامبرشون محمد بوده است ، چرا مثل پیامبرشون زمین رو مرکز عالم قرار ندادند ؟؟؟؟؟ مگه اونها پیرو پیامبرشون نبودند ؟
فکر کنم شما زمان محمد رو با زمان گالیله اشتباه گرفتید .
شما که به قول خودتان اهل منطق هستید انصافا آیا این حرف خودت رو معقول می دونی ؟
متاسفانه شما برای ایراد به قران از روش خود تفسیری استفاده میکنید که فکر نمی کنم علم این کار رو داشته باشید . چون کاملا از نوشته های سطحی تون مشخصه !!!!!!



نقل قول

همانطور که با مراجعه به سوره جن آیات 8 و9 میبینیم شهاب ها سنگهای آتشینی توصیف شده که فرشتگان آنها را به طرف جنیانی که برای سرقت آیات قرآن به آسمان رفته اند پرتاب می کنند .


دوست خوبم اولا شهاب در اصل به معني شعله اي است كه از آتش افروخته زبانه مي كشد ، و به شعله هاي آتشيني كه در آسمان به صورت خط ممتد ديده مي شود نيز مي گويند .
مي دانيم اينها ستاره نيستند ، بلكه شبيه ستارگانند ، قطعات سنگهاي كوچكي هستند كه در فضا پراكنده اند ، و هنگامي كه در حوزه جاذبه زمين قرار گيرند به سوي زمين جذب شوند ، و بر اثر سرعت و شدت برخورد آنها با هواي اطراف زمين مشتعل و برافروخته مي شوند .
دوما منظور از قرآن این شهابی که ما می بینیم نیست . چون اینها سنگ هستند که با برخورد به جو زمین تبدیل به شهاب میشوند . خداوند که نگفته فرشتگان به شیاطین سنگ پرتاب میکنند .
مگر شهاب هایی که ما میبینیم در آسمان خارج از جو هم شهاب هستند . ؟؟؟؟؟؟
منظور از آسمان و شهاب چیز دیگری است که انشا... اگر خواستید به صورت مفصل توضیح خواهم داد .

نقل قول

(راستی جن چیست که قرآن اینهمه به آن پرداخته ؟ جز این است جن موجودی است خیالی زاییده ی ترس و توهم بشر .// آیا کسی توانسته است واقعا" جن را ببیند؟ اگر جواب مثبت است سندتان چیست؟)


در مورد جن و مسایلی از این دست که کمی فراتر از ذهن و درک حسی ماست هم اجازه بدید قبل از اینکه شما ایدئولوژی خودتون رو نگفتید ، دربارش حرف نزنیم .
تحقیق در مورد مسایلی مانند جن احتیاج به پیش نیاز هایی داره که دوستانی که برای درک اون مشتاق باشند هم سند و مدرک وجود داره و هم کسانی که با جنیان در رابطه بوده و هستند .
قبلا هم در همین تالار تاپیک نسبتا خوبی در مورد جن و اطلاعاتی در مورد اون به دوستان عزیز داده شده ، می تونید برای شروع اون تاپیک رو مطالعه کنید .


نقل قول

در آخر در خصوص این مطلب که مسلمانان قرآن را معجزه جاوید آخرین پیامبرمیدانند لازم است یاد آور شوم این امر تنها ناشی از تعصب شدید آنها نسبت به اسلام می باشد و هیچ نگارشی نمی تواند معجزه باشد ممکن است نگارنده یک اثر نابغه باشد و اثری بدیع و ماندگار پدید آورد (که قرآن چنین نیز نیست ) مانند شاهنامه فردوسی که اثری است غیر قابل تکرار اما معجزه نیست .//


پس با این حساب شما خود معجزه رو قبول دارید . چون عنوان کردید قرآن معجزه نیست .
خب اگه معجزه رو قبول دارید میشه بگید چرا نگارش و یا یک کتاب نمی تونه در حیطه معجزه قرار بگیره ؟
طبق کدوم اصل ؟
البته من رو بخشید ، چون میدونم شما اهل منطق هستید اصرار دارم که برای گفته هاتون دلیل بیارید !!!!



نقل قول

ضمنا" با توجه به خود قران مسئله تحدی تنها مربوط به قران نیست . با توجه به آیه 49 از سوره قصص مسئله تحدی در مورد تورات نیز مصداق دارد .


رهگذر عزیز شما رو به همون چیزی که بهش اعتقاد داری و می پرستی قسم میدم ، خواهشا همه سوره رو بخونید بعد اشکالاتش رو طرح کنید . به خدا الکی و برای تفریح آیات قرآن رو در قالب 114 سوره دسته بندی نکردند .....
آخه کجای آیه 49 سوره قصص معنی تحدی میده ؟؟؟؟؟؟

اون قسمت از سوره قصص که مورد اشاره شماست درباره قوم بنی اسراییل و داستان بهانه جویی های اونها نسبت به موسی است و خداوند بهانه جویی های قوم موسی را برای کافران زمان حضرت محمد بیان تشبیه کرده و فرموده اونها هم در زمان موسی دقیقا همین بهانه جویی ها رو میکردند .
مشرکان زمان پیامبر تورات را رد نمی کردند و به همین جهت خداوند در این آیات از آنها دلیل رد کردن صحبت تورات درباره ارسال پیامبر آخرین را جویا میشود .
مشركان لجوج اصرار داشتند كه چرا پيامبر اسلام معجزاتي همچون موسي نداشته است ؟ و از سوي ديگر نه به گفته ها و گواهي تورات در باره علائم پيامبر اعتنا مي كردند ، و نه به قرآن مجيد و آيات پرعظمتش ، لذا قرآن ، روي سخن را به پيامبر كرده مي گويد : بگو اگر شما راست مي گوئيد كه اين دو كتاب از سوي خدا نيست ، كتابي روشنتر و هدايت بخش تر از آنها از سوي خدا بياوريد تا من از آن پيروي كنم ( قل فاتوا بكتاب من عند الله هو اهدي منهما اتبعه ان كنتم صادقين ) .
و به تعبير ديگر آنها دنبال كتاب هدايت مي گردند و دنبال معجزات ، چه معجزه اي بالاتر از قرآن و چه كتاب هدايتي بهتر از آن ؟ اگر چيزي در دست پيامبر اسلام جز اين قرآن نبود براي اثبات حقانيت دعوتش كفايت مي كرد ، ولي آنها حق طلب نيستند بلكه مشتي بهانه جويانند .

میشه بگید کجای این آیه حکم بر تحدی تورات کرده ؟؟؟؟؟



نقل قول

راستی چرا محمد در ابتدای رسالتش اینهمه یهود را بزرگ میداشت و به آنها احترام می گذاشت اما پس از هجرت به مدینه و قدرتمند شدن از هیچ جنایتی در حق یهودیان کوتاهی نکرد تا جائی که بیشتر آنها را بی رحمانه از دم تیغ گذراند ؟

این بحث خودش باید به صورت جداگانه بررسی بشه .
اتفاقا چند ماه پیش با یکی از دوستان مسیحی در همین باره بحث جالبی شکل گرفت و ایشون دلایل خیلی جالب و اتفاقا محکمی هم در این باره بیان کرد و در جایی ایشون همین صحبت شما رو کرد .
البته به لطف خدا ایشون از صحبت های بنده کاملا قانع شد .
اما اگر دوست دارید در این باره هم بحث کنیم میشه لطف کنید و چند تا از این جنایاتی که در حق یهودیان انجام شده ، از منظر تاریخی برای ما بیان کنید تا بحث رو از نقطه نظر شما شروع کنیم .

در پایان عرایضم باز هم از شما دوست فهیم ام تقاضا دارم از خود تفسیری و مقلطه کردن کلام خودداری کنید و توضیحات خودتون رو با دلیل بیان کنید . ( همون معقول بودن که خودتون میگید )
ممنونم و موفق باشید .

اسپیلوت
مدیر ارشد و مدیر تالار: <br />اسلام<br />باشگاه پسران<br />
مدیر ارشد و مدیر تالار:
اسلام
باشگاه پسران
ارسالها: 2337

 

ویرایش شده توسط: اسپیلوت در تاریخ: يكشنبه 18 فروردين 1387 ساعت: 00:43
نقل قول ارسال پیام خصوصی
دوشنبه 19 فروردين 1387 ساعت: 22:24
#15

عنوان: پاسخ به: 60 اشتباه قرآنی

با سلام و تشکر از همه دوستان عزیز

نقل قول
13) الله و تخت او کجاست؟

الله از رگ گردن به انسان نزدیکتر است (سوره 50 آیه 16) و در عین حال او بر روی تختش نشسته است (سوره 57 آیه 4) تختی که روی آب بنا شده است (سوره 11 آیه 7) و در عین حال بقدری دور است که رسیدن به او بین 1000 و 50000 سال طول میکشد (سوره 32 آیه 5، سوره 70 آیه 4).



1) «و انسان را آفریدیم و می دانیم که نفسش چه وسوسه ای به او دارد و ما از رگ جان به او نزدیکتریم» (ق 16)


2) «اوست کسی که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت نشست (بر عرش استیلا یافت) (حدید 57)


3) «و اوست کسی که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید و عرش او بر آب بود» (هود 11)


4) «کار و بار زمین را از آسمان تدبیر می کند سپس کار و کردار مردمان در روزی که اندازه اش هزار سال است از آنچه می شمارید، به سوی او بالا می رود» (سجده 5)


5) «فرشتگان و روح در روزی که به اندازه پنجاه هزار سال است بسوی او فرا می روند» (معارج 4)


"" ما از رگ گردن به شما نزدیک تریم ""

وقتی بخواهند حیوانی را ذبح کنند از ناحیه گردن او را ذبح می کنند و وقتی می خواهند انسانی را اعدام کنند او را گردن می زنند چرا که رگ گردن، یک رگ حیاتی در انسان است. بنا بر اين مراد از حبل الوريد تمام جان آدمی است چرا با قطع آن، جان آدمی از او گرفته می شود و خداوند ميخواهد بفرمايد که خداوند از جان آدمی نيز به او نزديک تر است و به عبارتی خداوند از خود انسان ها به خودشان نزدیک تر است و کنایه از آن است که او آگاهی کامل از فتار و کردار انسان ها دارد.



"" خداوند بر تخت استیلا یافت ""

از احمد ابن حنبل که از بزرگان اهل سنّت است سوال کردند منظور از اين آيه چيست که می گويد: خداوند بر عرش نشسته است؟ احمد ابن حنبل در جواب گفت : ما نمی دانيم چيست. سوال نکنيد که بدعت است !! اما همين سوال را وقتی از امام باقر عليه السلام پرسيدند فرمود: اين جمله کنايه است و ميخواهد بفرمايد که تو هرگز از ديدگاه خدا خالی نيستی و هميشه او تو را می بيند پس در اعمال خود بنگر که به چه نحو عمل می کنی پس اگر او را نمی بينی بدان که او تو را می بيند.



در واقع بر تخت نشستن کنایه ای است که اشاره به به دست گرفتن قدرت دارد و وقتی می گوییم فلان پادشاه بر تخت نشست یعنی زمام امور و قدرت را به دست گرفت و بر همه کار مسلط شد. بنابراین خداوندی که بر تخت هستی نشسته است و تمام قدرت هستی را در اختیار دارد، لحظه ای از ما ناآگاه نیست و آگاهی کامل از رفتار و کردار انسان ها دارد.



"" عرش خداوند بر آب بود ""

عرش خداوند تمام پهنه هستی است و خداوند می فرماید که پهنه هستی روزی آب بوده است و این موضوع را در جای دیگری نیز بیان داشته است که خداوند هر چیز زنده ای را از آب آفرید


موعود
هم بهانه ای همیشگی
هم بهانه ای همیشگی
ارسالها: 567

 

ویرایش شده توسط: موعود در تاریخ: دوشنبه 19 فروردين 1387 ساعت: 22:26
نقل قول ارسال پیام خصوصی
دوشنبه 19 فروردين 1387 ساعت: 22:34
#16

عنوان: پاسخ به: 60 اشتباه قرآنی

نقل قول
14) ریشه بیچارگی کجاست؟

آیا شر و مصیبت از طرف شیطان است (سوره 38 آیه 41) ؟ از خود ماست (سوره 4 آیه 79) ؟ یا از طرف الله (سوره 4 آیه 78) ؟



«هر جا که باشید، ولو در دژهای استوار سر به فلک کشیده، مرگ شما را فراخواهد گرفت؛ و چون به ایشان خیری رسد می گویند این از سوی خداوند است، و اگر شری به ایشان رسد می گویند این از سوی توست؛ بگو همه از سوی خداوند است، این گروه را چه می شود که به نظر نمی رسد سخنی دریابند» (نساء 78)

«هر خیری که به تو برسد از سوی خداوند است و هر شری که به تو برسد از خود توست، و تو را به پیامبری برای مردمان فرستادیم و خداوند گواهی را کافی است» (نساء 79)


فکر نمی کنم هیچ موجودی پیدا بشود که در دو جمله پشت سر هم دو حرف متناقض بزند. پس اگر چنین گفته است حتما دلیلی دارد.

[همه حوادث جهان حتى اعمال و افعال ما خواه حسنه باشد يا سيئه ، خوب باشد يا بد از يك نظر مربوط به خدا است زيرا او است كه به ما قدرت داده و اختيار و آزادى اراده بخشيده است، بنابراين آنچه ما اختيار مى كنيم و با آزادى اراده انتخاب مى نمائيم بر خلاف خواست خدا نيست، ولى در عين حال اعمال ما به ما نسبت دارد و از وجود ما سرچشمه مى گيرد زيرا عامل تعيين كننده عمل ، اراده و اختيار ما است ، و به همين دليل ما در برابر اعمالمان مسئوليم، و استناد اعمال ما به خدا آنچنان كه اشاره شد از ما سلب مسئوليت نمى كند و موجب عقيده جبر نيست. بنابراين آنجا كه مى فرمايد: حسنات و سيئات از خدا است ، اشاره مى كند به همان فاعليت خداوند نسبت به همه چيز، و آنجا كه مى فرمايد : سيئات از شما است ، اشاره به فاعليت ما و مسئله اراده و اختيار ما مى كند و در واقع مجموع دو آيه ، مسئله ((امر بين الامرين )) را ثابت مى كند (دقت كنيد).] (تفسير نمونه جلد 4 صفحه 23)



ارسطو قائل به این است که آنچه که ما آن را شرور به حساب می آوریم به صورت مستقل خلق نمی شوند و خالق مستقلی ندارند بلکه این تصادف و تصادم ها نتیجه عالم ماده است ( در نتیجه اشکال مذکور به وحدانیت خداوند اساسا ً باطل است )



توضیح مطلب اینکه :

به طور کلی افعال در پنج حالت متصورند که ما انها را در باب فعل و خلقت الهي در نظر مي گيريم:



حالت اول، خیر مطلق >>> خدا مي خواهد مخلوقاتي را خلق كند كه خير محض هستند، مثل موجودات نوراني، فرشته ها، عقول مجرده و … كه متضمّن هيچ شر و ضرري نه براي خودشان هستند و نه براي عالم بلكه خير محض هستند. براساس حكمت الهي، خلقت اين موجودات بر خداوند واجب است و خلق هم كرده است كه مشتمل است بر موجوداتي چون موجودات روحاني، موجوداتي كه نور مطلق هستند، موجوداتي كه عشق و محبت تمام و كمال به خداوند دارند و موجوداتي كه خيرخواه تمام عالم وجود هستند.



حالت دوم : شر مطلق >>> در حكمت خداوند، شر مطلق خلق نمي شود. مثلاّ اهريمن كه ثنويون قائل به آن هستند و شر مطلق است، به هيچ وجه خلق نمي شود چون كار لغو و عبث است و فعل عبث از خالق حكيم صادر نمي شود.



حالت سوم : موجوداتی كه شر آنها بيشتر از خيرشان باشد >>> این را نيز خداوند انجام نمي دهد زيرا خلقت موجوداتي كه شر شان كثير و خيرشان قليل باشند، خلاف حكمت الهي است.



حالت چهارم : موجوداتي كه خير و شر آنها مساوي و برابر هم باشد >>> این مورد با حكمت خداوند سازگار نيست و لذا خلق نمي شوند.



حالت پنجم : موجوداتي كه خير كثير و شر قليل باشند>>> این مورد با حکمت خداوند سازگار است. يعني خلقت موجوداتي كه طبيعت آنها به گونه اي است كه يا نبايد آفريده شوند، يا اگر آفريده شوند، مثلاً 80 درصد خير هستند و 20 درصد شر هستند. خلقت چنين موجوداتي در نظام خلقت، براساس حكمت الهي، واجب است و اين قسِم از موجودات، همين موجودات عالم مادّه هستند.



خصوصيت عالم ماده و عالم اجسام، اين است كه موجودات اين عالم با يكديگر تزاحم و اصطكاك دارند و شروري و مضارّي از اينها متولّد مي شود كه لازمة وجود آن هاست.

به عنوان مثال، آب، ماده خوب و خير و داراي منفعتي است و خلقت آن، خوب است؛ اما همين آب، گاهي ممكن است موجب غرق شدن كسي شود، يا موجب تخريب زمين هاي زراعي شود، يا باعث خراب شدن خانه هاي مردم شود و اينها امور شرّي هستند، اما اين شرور در مقابل آن منفعت عظيم آب كه خداوند در اهميت آن در قرآن فرموده كه "وَ مِنَ الماءِ كلّ شيءِ حيّ" اصلاً قابل قياس نيستند. خداوند اگر آب را نيافريند، شرّ اكثري مي شود، يعني بايد از آن خيركثير و 80 درصدي صرف نظر كند براي اين كه ممكن است اين آب كسي را غرق كند. زلزله در زمين هم ازجملة همين موارد است. بخاراتي و فشارهايي در زيرزمين مجتمع مي شوند.

ما چه مي دانيم كه وقتي زمين به لرزه درمي آيد، اين چه فوايدي دارد. شايد اگر مثلاً اين قسمت از زمين تكان نمي خورد و اين بخارها و گازها بيرون نمي آمدند، اين مستلزم ضرر و شرّ بزرگ تري مي بود و علاوه بر اين، اين تكان خوردن ها باعث شكوفايي بسياري از سفره هاي زيرزمين مي شود و زمينة لازم را براي ايجاد بسياري از منابع غني، زيرزميني فراهم مي آورد و لذا زلزله هم لازمة اين عالم ماده و وجود زمين است و اصولاً برخي شرور نسبي، لازمة اين عالم ماده هستند.

ابن سينا مثال خوبي را مطرح مي سازد و مي گويد كه شما انسان صالحي را فرض كنيد كه لباس خود را به درخت يا طنابي آويزان كرده است و فرد ديگري در آن طرف، آتشي را روشن كرده تا از آن استفاده كند؛ در اين بين، بادي شروع به وزيدن مي كند، وقتي كه باد وزيد، شعلة آتش را به طرف لباس آن مرد صالح كه لباسش را آويزان كرده بود مي كشاند و لباس او مي سوزد؛

سوختن لباس اين فرد، در اثر تزاحمي است كه در عالم ماده است؛ هوا در عالم ماده جريان دارد و اين جريان هوا، ايجاد باد مي كند و نمي تواند از اين جريان دست بردارد؛ آتش هم كه چيز خوبي است و نمي شود كه خداوند از اين همه منافع آتش صرف نظركند و آن را نيافريند براي اين كه گاهي ممكن است انساني يا لباس انساني را بسوزاند، اگر آتش خلق نمي شد، زندگي بشر مختلّ مي شد؛ اما وقتي آتش در مسير باد قرار مي گيرد، باد نمي تواند از مسير آن آتش منحرف شود و به ناچار اصطكاك و تزاحم ميان اين دو بوجود مي آيد و باعث سوختن لباس آن فرد مي شود.



پس بطور كلّي عقيدة ارسطو كه توسّط حكماي بعد از او هم پذيرفته شد، اين است كه مواد و اجسام با همديگر اصطكاك و تزاحم دارند، چون لازمة اجسام تحوّل و تغيير است و لازمة تغيير و تبدل ميان اجسام اين است كه آن ها با يكديگر تزاحم و برخورد پيدا كنند؛ همان طور كه اجرام آسماني كه بسيار با هم برخورد پيدا مي كنند و در اثر اين برخوردها، برخي اجرام آسماني از بين مي روند و برخي ديگر بوجود مي آيند.

حال ما نمي توانيم بگوييم كه خداوند تمام اين اجرام آسماني، ستاره ها و سياره ها را نيافريند زيرا ممكن است مثلا روزي در اثر برخورد دو جرم آسماني، شهاب سنگي از جوّ زمين عبور كند و برروي زمين سقوط كند و باعث خرابي جايي يا مرگ كسي شود. همين طور هم نمي شود گفت كه خداوند نبايد زمين را و تغيير و تحوّلات و جاذبة آن را كه لازمة زمين هستند، بيافريند، زيراممكن است انسان يا انسان هايي در اثر اين تغيير و تبدلات زمين از بين بروند. اگر خداوند زمين را خلق نكند، اين شرّ اكثري است در حالي كه خلق آن خير اكثري است كه در عين حال، مستلزم شرور اندكي هم هست.

اين جا ممكن است اين سؤال مطرح شود كه آيا نمي شد خداوند اين عالم ماده و اين اجرام را خلق كند، لكن اين اثرات بد و لازمه هاي نامطلوب رانداشته باشد؟

در پاسخ بايد گفت كه چنين چيزي به لحاظ منطقي ممكن نيست. زيرا عالم ماده،عالم تغيير و تبديل است و تغيیر و تبدل ، ذاتي عالم ماده است و ذاتي شيء، قابل تغيير نمي باشد.

يعني نمي شود كه ذات و خودش باشد، اما اين لازمه را نداشته باشد. ذات جسمي مادّي اين گونه است كه وقتي بوجود مي آيد. داراي تغيير و تحول و حركت است و اص لا حركت عبارت است از همان تغيير و تحول در جهات مختلف يعني حركت عبارت است از تغيير و تحول در مكان، مقدار، كيفيت، زمان و … اگر قائل به حركت جوهري شويم، حركت در جوهر و ذات آن شي ء هم صورت مي گيرد.

و به ناچار در اثر حركت، تصادم ها و برخوردهايي پيدامي شود و در اثر اين تصادم ها، ممكن است موجودي هم متأذّي شود. لذا اگر ما بگوييم كه خداوند اصلاً عالم ماده را خلق نكند، اين منافي حكمت خداوند است زيرا عدم خلق عالم ماده كه دربردارنده خير كثير است، خود شر كثير است و اگر بگويم كه خداوند مادّه را خلق كند، اما خصوصيت ذاتي ماده را كه تغيير و تحول است نداشته باشد، از اين لازم مي آيد تخلف ذاتي از ذات و حال آن كه مادام كه ذات موجود است، ذاتي آن هم موجود است. مثلا نمي شود گفت كه خداوند انسان را خلق كند، اما ذاتي او را كه فكر است خلق نكند؛ زيرا تفكر، لازمة ذاتي انسانيّت است.
در اين بحث مي توانيد خود همين انسان ها را در نظر بگيريد؛ در همين انسان ها افراد شرور هم پيدا مي شود، افرادي كه دزد، آدمكش و جنايتكار هستند؛ اگر بگويم كه خداوند اصلا انسان را خلق نكند چون در ميان انسان ها افراد جنايتكار هم پيدامي شود، اين شر اكثري است. اگر بگويم خداوند انسان را خلق كند، اما آزادي و اختيار را از او سلب كند و نتواند مرتكب فعل بد شود، اين ديگر انسان نخواهد بود. لازمه انسانيت، اختيار و آزادي است و لازمه اختيار و آزادي اين است كه كسي راه خوب را برمي گزيند و ديگري راه خطا و نادرست را.


بنابراين اين شرور نسبي كه در عالم ماده واقع مي شوند، لازمه موجودات عالم ماده هستند و شرورنفسي نيستند. شرور در يك تقسيم بندي، به دو بخش تقسيم مي شوند، شرور نسبي و شرور نفسي.



در عالم ماده، آن موجوداتي هم كه شر دارند، شر آنها نسبي است، يعني خود آنها براي خودشان شر نيستند؛ اما آن موجود با موجودات ديگر اصطكاك و تزاحم پيدا مي كنند و نسبت به موجودات ديگر و از منظر آنها ممكن است شر باشند. مثلا زهر مار براي خود مار شر نمي باشد چون وسيله دفاعي مار است اما نسبت به ما انسانها بصورت بالعرض شر هستند. رابطه از آن سو هم برقرار است؛ اگر ما هم مار را بكشيم، مار هم ما را نسبت به خودش شر مي داند.



لذا اعتراضات و اشكالات نسبت به شرور نسبي، همه اشكالات غيرواردي هستند؛ زيرا انسان و مار و تمام موجودات اين عالم، در اين جهان مادي قرار دارند و از آنجايي كه عالم ماده، عالم اصطكاك و تزاحم است، به ناچار لازمة ذاتي اين عالم ماده، اصطكاك و تزاحم است و لازمة تزاحم، پيدايش شرور نسبي و بالعرض است. پس اگر دقت كنيم، در عالم اصلا شر با لذات و نفسي وجود ندارد؛ در عالم هرچه خداوند آفريده است يا خير محض هستند يا خير كثير و شز قليل هستند. زيرا اگر شز محض يا شرّ كثير بودند و يا خير و شرّ آنها مساوي بود، خداوند حكيم اصلاً آنها را خلق نمي كرد. اما اين شرور و اصطكاكاتي كه گاهي در عالم ماده پديد مي آيند، اينها لازمه ذات موجودات عالم ماده هستند.

منبع: مجله اندیشه صادق شماره 13 _ مصاحبه با آیت الله مصطفوی




ضمن آنکه به گفته قرآن کریم، سختی ها، دشواری ها و شروری که در زندگی پیش می آید برای آزمایش بندگان خداست:

«و همواره شما را به نوعی از ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و کمبود محصول می آزماییم و شکیبایان را نوید بده» (بقره 155) «همان کسانی که چون مصیبتی بر آنان رسد گویند ما از خداییم و به سوی خدا بازمی گردیم» (بقره 156)



«... و شما را به شر و خیر می آزماییم ...» (انبیا 35)



و چه بسا چیزهایی که انسان آن را شر بدانید اما برایش خیر باشد:

«... و چه بسا چیزی را ناخوش داشته باشید و آن به سود شما باشد، و چه بسا چیزی را خوش داشته باشید و آن به زیان شما باشد، و خداوند می داند و شما نمی دانید» (بقره 216)
موعود
هم بهانه ای همیشگی
هم بهانه ای همیشگی
ارسالها: 567

 

نقل قول ارسال پیام خصوصی
چهار‌شنبه 8 آبان 1387 ساعت: 21:19
#17

عنوان: پاسخ به: 60 اشتباه قرآنی

من خوشحالم كه اين دوستمون آقاي رهگذر اين سوا رو پرسيد .

از قديم گفتم " عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد "

اين دوستمون ميخواست ذهن 4 نفر رو خراب كنه ناخواسته باعث شد 4 نفر قرآن مطالعه كنن ( با دقت ) و ذهنشون بازتر از اوني كه هست بشه .

من به شخصه از ايشون تشكر ميكنم .
شیطون پسر
هم بهانه ای تازه وارد
هم بهانه ای تازه وارد
ارسالها: 1

 

نقل قول ارسال پیام خصوصی
شنبه 2 آذر 1387 ساعت: 12:10
#18

عنوان: پاسخ به: 60 اشتباه قرآنی

از رهگذرم و الناز سپاسگذارم و از اسپیلوت تقاضا دارم اگه جوابي در اين مورد ميدهد قانع كننده وخارج از سفسته و بازي با كلمات باشد(( كه مطمئنم همه همفكران ايشان اعم از عامي و فيلسوف همين روش پاسخگويي و منطق را دارند چون طرفدارانشان، متعصب ، سطي ، و... هستند))
ضمناً اگه ميشه توضيخي درمورد كلمه الله ( بت بزرگ كعبه ) بدهيد./
مبارز غرب
هم بهانه ای تازه وارد
هم بهانه ای تازه وارد
ارسالها: 2

 

ویرایش شده توسط: مبارز غرب در تاریخ: شنبه 2 آذر 1387 ساعت: 12:12
نقل قول ارسال پیام خصوصی
شنبه 2 آذر 1387 ساعت: 12:52
#19

عنوان: پاسخ به: 60 اشتباه قرآنی

نقل قول 
به نقل از شیطون پسر
....................
من خوشحالم كه اين دوستمون آقاي رهگذر اين سوا رو پرسيد .

از قديم گفتم " عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد "

اين دوستمون ميخواست ذهن 4 نفر رو خراب كنه ناخواسته باعث شد 4 نفر قرآن مطالعه كنن ( با دقت ) و ذهنشون بازتر از اوني كه هست بشه .

من به شخصه از ايشون تشكر ميكنم .


سلام دوستان عزیز راستش من نظری در مورد این تاپیک ندارم فقط میخواستم به آقای شیطون پسر بگم که اینجا کسی نمیخواد ذهن کسی را خراب کنه رهگذر شکیات خودش رو گفته و جوابهایی را هم شنیده حالا یا قانع میشه یا نه

ولی حسن اینکار برای رهگذر اینه که اگه دوباره ایمان اورد به قرآن دیگه شک نمیکنه و ایمانش قوی تر میشه
نويد اصفهاني
مسدود شده
ارسالها: 728

 

ویرایش شده توسط: نويد اصفهاني در تاریخ: شنبه 2 آذر 1387 ساعت: 12:59
نقل قول ارسال پیام خصوصی
پاسخ به این موضوع
مهمان گرامی خوش آمدید.    [ثبت نام]    [ورود]